تبلیغات
خانــــۀ 52 - مطالب اردیبهشت 1390
خانــــۀ 52

منوی اصلی

نامـــــــــــــــــــــــــــــــــش را
گذاشـــــــــــــــــــــــــــــته ام
" خانـــــــــــــــــــــــــــــۀ 52 "
به نـــــــــــــــــــــــــــــام خانۀ
پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدری
که روزهای دخـــــــــــترانه ام
در آن ســــــــــپری می شود .
_-_______-_-________-_
وقتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
" خانــــــــــــــــــــــــــۀ 52 "را
مــــــــــــــــــــــــــی خوانی ،
بــــــــــــــــــــــــــــاورم نکن .
در ذهـــــــــــــن ایـــــــــــــــن
دختــــــــــــــــــــــــــــــــرک ،
پســــــــــــــــــــــــــــــــرکی
حقــــــــــــــــــــــــــــــــــه باز
حکـــــــــــــــــــــــــــــــمرانی
مـــــــــــــــــــــــــــــــی کند .
-_______-_-________-_
فــــــــــــتوبــــــــلاگ مــــن:
fancyfree.aminus3.com




مدیر وبلاگ:

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» آخرین بازدید :

1

امکانات جانبی
Maiko Villa , Kobe , Japan
ن : ت : سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 ز : 08:47 ب.ظ | +

 

نیمه شب -هتل ساحلی - طبقه چهاردهم

آدم ها خیلی کم متوجه می شوند که شاید در همین زمان خوشبخت ترین انسان روی کره ی زمین هستند . اینجا ، من یکی از همان معدود آدم ها هستم . در دلم حسی شیرین ، با التهاب خودش را به بالا و پایین می لغزاند . رو به روی پنجره ی بزرگ نشسته ام و در کمال تعجب نمایی را می بینم که همیشه در رویا هایم مرور می کردم . همانطور که صدای منظم نفسهای مادرم را می شنوم که در خواب عمیقی فرو رفته ، می نویسم . می خواهم تمام این رویای زیبایی که حالا ، اینجا ، ناگهان در برابرم ظهور کرده را بنویسم .

اول از همه دریایی آرام . دریایی که در روز آنقدر آبی است که تازه می فهمی چرا در نقاشی های کودکان ، دریا را آبی می کشند . و در شب چنان تاریک است که انگار اگر حتی نگاهش کنی ، در آن غرق خواهی شد . و بعد ، پلی سفید و با شکوه که درست از بالای این آب وسیع عبور می کند و هتل ما را به خانه های آن سمت آب که به زحمت دیده می شوند متصل می کند . تصویر نور پل در آب به آرامی به رقص در آمده و منظره ای بی نظیر پدید آورده .

 در انتهای پل ، آنطرف آبها ، چرخ و فلکی بلند و سبز رنگ خود نمایی می کند . در کنار آن نوری بالا و پایین می رود و گاهی در خود می پیچد . شاید ترن هوایی باشد . مجموع آرامشِ این سوی پل ، سکوتِ دریا ، هیجان و جنب و جوش شهرِ آن طرف پل ...

نزدیک تر ، سمت چپ ،  یک کلیسای کوچک قرار گرفته که بین پرچین های بلند محاصره شده و در سمت راستم استخری بزرگ و رستورانی ژاپنی در کنار آن .

صبح که از خواب بیدار شوم ، احتمالا کشتی های در حال عبور از زیر پل را خواهم دید . و دخترانی که در ساحل دراز کشیده اند و حمام آفتاب می گیرند . و مردانی که برای ماهی گیری کنار ساحل ایستاده اند و با هم گپ می زنند .  و پیر مرد هایی که با شلوارک های ورزشی دور تا دور محوطه هتل را می دوند . و شلپ و شلوپ استخر بزرگ پای هتل . و مردمی که تصمیم دارند برای روز یکشنبه به این کلسای کوچک و زیبای جلوی هتل بیایند .

 

... و خدایا انگار که من خواب می بینم .

21 آگوست 2010

 


پاورقی : نوشته ای بود از کاغذ کاهی های دفترچه ی خاطراتم . از نقطه ای از جهان که حالا زیر آب رفته . می دانم . نه آن شهربازی که مرا به وجد می آورد پا برجاست ، نه آن پل دیگر به آن شکوه است که به خاطر دارم . حتم دارم طبقه چهاردهم هتلمان هم - همانجا که خودم را خوشبخت ترین دختر روی کره ی زمین فرض کردم - کاملا زیر آوار رفته . و صلیب روی کلیسا واژگون شده و در خاک فرو رفته . من باز هم احساس خوشبختی خواهم کرد . شاید در جایی دیگر ... 



.:: نظرات () ::.
پس از شصت ثانیه
ن : ت : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 ز : 02:34 ب.ظ | +

 

تغییـــر در عیــن تکـــرار ؛

هــــر 60 ثانیه ، یکبـــار .

این

ســرنوشــتِ هر روزه ی

یک ساعت شنی ست .



.:: نظرات () ::.

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به خانــــۀ 52 می باشد.
.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.

شارژ ایرانسل

فال حافظ